
"هنر و هنرمند" "دانش و دانشمند" و دیگر هیچ!
وقتی که مسعود بهنود رفت ...
وقتی که ابراهیم نبوی رفت ...
وقتی که کامبیز حسینی رفت ....
وقتی که خانواده محسن مخملباف رفتند ...
وقتی که شاهین جامعی رفت ...
وقتی که شهره آغداشلو رفت...
وقتی که شادمهر عقیلی رفت ....
وقتی که انوشه انصاری رفت ....
وقتی که فیروز نادری رفت ...
وقتی که بیژن پاکزاد رفت ...
وقتی که امید کردستانی رفت ...
وقتی که رضا مریدی رفت ...
وقتی که جمشید الیست رفت ...
و وقتی که ..... رفتند
و وقتی که هنرمندان و دانشمندان رفتند شاید کمتر کسی از خودش پرسیده باشه که چرا رفتند؟!
شاید بخاطر اینکه اینجا هوا آلوده بود ، شاید بخاطر اینکه فضا برای نفس کشیدن تنگ بود یا شاید بخاطر اینکه میخواستن از وطن برن ، (ولی هیچ کسی دوست نداره خانه پدریش رو رها کنه و در غربت زندگی کنه ) شاید هم میخواستن از قانون فرار کن ( ولی همه جا قانون هست!) و در آخر اینکه شاید میخواستن کالبد خودشون که دیگران برایشان ساخته بودند را بشکنند!
رفتند یا راندند ؟ ولی چرا؟
جامعه نخبه کشی و فرار مغزها
" وقتی قیصر امین پور زنده بود کسی حتی دو بند انگشت هم در سرای این شاعر نگفت و این است جامعه نخبه کشی "
فقط این "تن" ها نبودند که رفتند یک دنیا هنر و دانش بود که رفت ، و این است فرار مغزها.
این هم هدیه ایدئولوژیک جمهوری اسلامی به عالم بشریت !
"فراموش نکنیم همه اینها سرمایه های ملی ما هستند"